العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

184

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

اين مرد بر فراز منبر رود تا من و آل ابو سفيان را افتضاح نكند فرود نخواهد آمد به يزيد گفته شد : سخنرانى او هر چند خوب باشد چندان قدرت و قابليتى ندارد . يزيد گفت : اين شخص از اهل بيتى است كه علم را از شيرخوارگى بنحو مخصوصى آموخته‌اند . مردم همچنان از يزيد اين تقاضا را ميكردند تا اجازه داد . حضرت سجاد عليه السلام پس از اينكه بر فراز منبر رفت و حمد و ثناى خدا را بجاى آورد يكنوع سخنرانى نمود كه چشم عموم مردم گريان و قلب آنان ترسان شد . سپس فرمود : ايها الناس ! بما شش خصلت عطا شده و هفت خصلت موجب فضيلت و برترى ما گرديده است . آن شش خصلت عبارتند از : علم ، حلم ، شخصيت ، فصاحت ، شجاعت و محبوب القلوب مؤمنين بودن . آن هفت خصلتى كه باعث برترى ما هستند عبارتند از : اينكه محمّد مختار صلّى اللَّه عليه و آله ، صديق يعنى حضرت امير ، طيار ، حمزه و دو سبط اين امت از ما ميباشند ، هر كسى مرا ميشناسد كه ميشناسد و هر كسى مرا نمىشناسد من او را از حسب و نسب خودم آگاه مينمايم : ايها الناس ! من پسر مكه و منا هستم ، من پسر زمزم و صفا ميباشم الى آخره تا اينكه صداى مردم به ضجه و گريه بلند شد . چون يزيد ترسيد مبادا فتنه به پا شود لذا دستور داد تا مؤذن شروع به اذان كرد و سخن امام سجاد را قطع نمود وقتى مؤذن گفت : اللَّه اكبر ، اللَّه اكبر حضرت سجاد فرمود : چيزى از خدا بزرگتر نيست . هنگامى مؤذن گفت : اشهد ان لا إله الا اللَّه على بن الحسين فرمود : مو ، پوست ، گوشت و خون من به يگانگى خدا شهادت ميدهند . موقعى كه گفت : اشهد ان محمدا رسول اللَّه امام سجاد از بالاى منبر متوجه يزيد شد و فرمود : اى يزيد ، اين محمّد